تاریخ انتشار: ۲۶ شهریور ۱۳۹۲ - 09:11        کد خبر: ۲۲۴۰۴

ساعتی با دل شکسته ترین زائران حرم ثامن الحجج(ع)

     
رهیاب نیوز :حرم امام رضا(ع) جایی است كه من دیده‌ام دل‌شكسته‌ترین و بی‌پناه‌ترین انسان‌ها به آنجا پناه آورده‌اند. انسان به این نقطه كه می‌رسد فرقی نمی‌كند زائر باشد یا مجاور، مهم این است كه امید در قلبش جوانه می‌زند و از درون قلب‌ها روزنی به آسمان گشوده می‌شود.

به گزارش رهیاب نیوز، در حرم مطهر امام هشتم(ع) جایی هست كه دلشكسته‌ترین زائران آقا در آنجا حضور دارند، جایی كه ملائك الهی عروج و نزول دارند تا تمناهای این انسان‌های دل‌شكسته را به عرش برسانند. در صحن انقلاب اسلامی حرم مطهر نقطه‌ای وجود دارد كه هر زائری دلش می‌تپد كه از این مكان با امامش حرف بزند، مكانی كه فرصت خلوت و سكوت و آرامش به انسان می‌دهد.

 جایی كه من دیده‌ام دل‌شكسته‌ترین و بی‌پناه‌ترین انسان‌ها به آنجا پناه آورده‌اند. انسان به این نقطه كه می‌رسد فرقی نمی‌كند زائر باشد یا مجاور، مهم این است كه امید در قلبش جوانه می‌زند و از درون قلب‌ها روزنی به آسمان گشوده می‌شود.

من همیشه حسرت آدم‌های پشت پنجره فولاد را خورده‌ام انسان‌هایی كه همه گرفتاری‌ها و هیاهوها و تلاطم‌های دنیایی را كنار گذاشته‌اند و حضور امام رضا(ع) رسیده تا حرف دل‌شان را بی‌واسطه به خود او بگویند.

من اکنون در این لحظه‌ام و در این مکان، در یك ظهر پاییزی كه آسمان مشهد هم ابری است، در صحن انقلاب اسلامی پشت پنجره فولاد نشسته‌ام و انسان‌هایی را نگاه می‌کنم که به محضر ثامن الحجج(ع) رسیده‌اند تا لحظه‌های نابی را در کنار او تجربه کنند.

صحن انقلاب اسلامی شلوغ است به خصوص كه تا میلاد حضرت فرصت چندانی نمانده و شمارش معکوس زائران و مجاوران رو به پایان است. چه صفایی دارد در این خنکای نسیم پاییزی پشت پنجره فولاد حضرت بنشینی و این همه انسان عاشق را ببینی که روح و جسم خسته‌شان را به شبکه‌های پنجره فولاد آقا دخیل بسته‌اند. من اکنون در این لحظه‌ام و در این مکان.

آخرین سفر مشهد و دلی كه شكست

پیرزن، اصفهانی است این را همان اول از لهجه‌اش متوجه می‌شوم، می‌گوید تازه به مشهد رسیده‌ و با پسر و عروس و نوه‌هایش به پابوسی آقا آمده است، نوه‌اش كه یك دختر نوجوان است، پیرزن را پشت پنجره فولاد همراهی می‌كند: می‌نشینم کنارش و از حال و هوای حرم می‌پرسم، بدون مقدمه می‌گوید: دخترم الان پشت پنجره فولاد یاد پسرم افتادم كه 28 سال است او را ندیده‌ام و هر وقت حرم امام رضا(ع) می‌آیم بیشتر از هر زمان دیگر یاد او می‌افتم.

از او سوال می‌كنم مگر پسرتان كجاست كه این همه سال شما را چشم انتظار گذاشته؟ اشك كه در چشمان پیر زن می‌نشیند دل من هم می‌لرزد، با همان صدای لرزانش می‌گوید: پسرم زمانی كه 17 ساله بود در عملیات خیبر شهید شد و از آن زمان تا حالا 28 سال می‌گذرد وقتی پسرم كوچك بود ما عادت داشتیم هر سال با خانواده به زیارت امام رضا(ع) بیاییم همیشه هم حتما می‌آمدیم و ساعت‌ها پشت پنجره فولاد می‌نشستیم، یك‌بار بیمار سرطانی‌ای را این جا دیدیم كه پسرم خیلی دلش شكست و برای او گریه كرد و ضجه زد دلش برای آن بیمار سوخت، فكر كنم آخرین سفر ما با هم به مشهد بود. از آن سال تا به حال هر وقت مشهد می‌آیم چشمم كه به پنجره فولاد می‌افتد یاد پسرم می‌افتد و یاد بی‌قراری‌های آن روز او در ذهنم زنده می‌شود این جا می‌نشینم و برایش قرآن و دعا می‌خوانم.

حرم همیشه باصفا و لانه‌های گنجشك ها روی كاج ها

می‌پرسم آن زمان‌ها كه با پسرتان مشهد می‌آمدید حرم امام رضا(ع) با الان چه فرقی داشت؟ جواب می‌دهد: حرم امام هشتم همیشه با صفاست آن زمان‌ها حرم خیلی كوچكتر و خلوت‌تر بود حرم چند صحن بیشتر نداشت حتی یادم می‌آید در یكی از صحن‌ها درخت‌های كاج خیلی كهن‌سال و سر به فلك كشیده با حوض آب وجود داشت روی درخت‌ها لانه پرنده بود و گنجشك‌ها در پرواز بودند. مردم داخل صحن‌ها می‌نشستند حتی گاهی ناهار و شام را همین جا می‌خوردند یادش بخیر ما هم كه آن زمان جوان بودیم با بچه‌ها می‌آمدیم تو همین صحن كهنه و ساعت‌ها می‌ماندیم یك دل سیر كه زیارت می‌كردیم بر می‌گشتیم. الان حرم خیلی بزرگ شده من كه اگر بچه‌ها نباشند داخل حرم گم می‌شوم بس كه بزرگ و شلوغ شده.

برای این كه حال و هوای پیرزن را عوض كنم می‌پرسم حالا چرا این روزها را برای سفر به مشهد انتخاب کردید؟ شلوغی، سردی هوا او جواب می‌دهد: مشهد در میلاد امام رضا(ع) حال و هوای عجیبی دارد، خودم را به آن راه می‌زنم و می‌گویم حالا چه فرقی می‌کند آدم میلاد امام رضا(ع) كجا باشد. طوری بر می‌گردد نگاهم می‌کند که از حرفم خجالت می‌کشم می‌گوید: خیلی فرق می کند! خیلی، زمین تا آسمان فرق می‌کند، نوه‌هایم خیلی دوست داشتند كه میلاد حضرت را مشهد باشند چون سال‌های پیش هم میلاد مشهد بوده‌ایم برایشان پرخاطره است.

مامن آدم‌های گرفتار و دل‌شكسته

این یكی زائری روستایی است كه از روستای بزنگان سرخس به مشهد آمده می گوید 25 سال دارد اما چهره‌اش خیلی تكیده‌تر از این به نظر می‌رسد و سنش را بیشتر نشان می‌دهد دل‌شكسته است و این را می‌توان از لحن كلام و از چشمان خیس‌اش خوب حس كرد و فهمید.
می‌پرسم بیشتر چه زمان‌هایی بیشتر حرم می‌آیید: می‌گوید: پسرم چند روزی است در بیمارستان امام زمان(عج) مشهد بستری است، شب ها بالای سر او هستم و روزها از حدود ساعت 10 تا عصر را برای زیارت حرم می‌آیم.

می‌پرسم چرا این جا پشت پنجره فولاد نشسته‌اید: غمی مبهم در چهره‌اش می‌نشیند و با دلتنگی به پنجره فولاد خیره می‌شود و می‌گوید من این روزها خیلی گرفتارم خیلی دلم گرفته تنها فرزندم 13 روز است كه در بیمارستان بستری است روزها خیلی سختی را دارم سپری می‌كنم، هیچ‌جای حرم به اندازه پشت پنجره فولاد به من آرامش نمی‌دهد. این‌جا مأمن آدم‌های دل‌شكسته و گرفتار است می‌بینید كه من هم‌چنین احوالاتی دارم، هروز از بیمارستان می‌آیم و این‌جا می‌نشینم تا شفای پسرم را بگیرم.

می‌گویم وقت اذان ظهر است و شما در قسمت حساسی از حرم یعنی پشت پنجره فولاد امام رضا(ع) نشسته‌اید و در کنار شما آدم‌هایی نشسته‌اند که من دیده‌ام دل‌شکسته‌اند در این لحظه‌ها از خدا برای خودت و آن‌ها چه می‌خواهید؟ ناگهان صدای گریه‌اش بلند می‌شود گریه‌اش مرا هم به گریه می‌اندازد می‌گوید: من ماجرای پناهندگی آهویی به امام رضا(ع) را شنیده‌ام هر روز كه این‌جا می‌آیم ماجرای آهو را برای خودم مرور می‌كنم به امام رضا(ع) گفته‌ام هرکس به این حرم قدم می‌گذارد به امیدی می‌آید امیدشان را ناامید نكن.

 شرمنده محبت حضرت هستم

این زن 51 ساله مشهدی نذر كرده 40 روز را به زیارت امام رضا(ع) بیاید، می‌گوید: حاجتی دارم، مشکلی که هیچ‌كسی نمی‌تواند گره‌ای از آن باز کند، از آقا خواستم خودش به فریادم برسد.
می‌گویم از امام رضا(ع) چه تصویری در ذهن دارید؟

جواب می‌دهد: امام رضا(ع) ولی و حجت خدا روی زمین است به خاطر همین اگر کسی بالاترین مراتب قدرت و مقام را هم داشته باشد باز به امام رضا(ع) که می‌رسد احساس حقارت می‌کند چون خداوند عظمت و هیبتی در وجود اولیای خود قرار داده که همه در برابر شکوه و عظمت وجودی آن‌ها تسلیم‌اند. من هم همیشه مدیون و شرمنده لطف و محبت امام هشتم بوده‌ام.

دل‌شكسته‌ترین آدم‌های این حرم

و حالا می‌رسم به شخصی که خادم امام رضا(ع) است از چوب پری که در دستش گرفته این را می‌فهمم به او می‌گویم محل خدمت شما درست رو به روی پنجره فولادی است که دل‌های بسیاری به آن دخیل بسته شده چه احساسی دارید؟

به فکر فرو می‌رود انگار چیزی در درونش می‌شکند و من حزنش را در چهره‌اش می‌بینم با صدایی که حالا محزون شده جواب می‌دهد: من به پنجره فولاد خیلی حساسم تا حالا نشده که محل خدمتم پشت پنجره فولاد باشد و من در چند ساعت خدمتم حداقل چند بار اشکم جاری نشود. آخر می‌دانید کسانی که پشت پنجره فولاد دخیل می‌بندند دل‌شکسته‌ترین آدم‌های حرم‌اند، احساس من نسبت به آدم‌هایی که این جا دخیل می‌بندند این است که آن‌ها انسان‌های خاصی‌اند که از همه چیز و همه كس ناامید و بی‌پناه شده‌اند و حالا به امام رضا(ع) پناه آورده‌اند و این خیلی بامعناست.


کلمات کلیــدی : ,
آرشیو خبر
  
تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:  
خوردنی‌های شادی‌بخش را بشناسید شوک‌های تبلیغاتی استثنایی+تصاویر بزرگ‌ترین عنکبوت جهان+تصاویر خلاقیت با بطری‌های پلاستیکی+تصاویر نهی از لعن و سب به مقدسات امروز/اقامۀنمازلشکرحر به امامت امام حسین الکساندر گراهام بل و همسرش /عکس صحنه‎ای که در نود نمی‌بینید (عکس) وزیر پیشنهادی وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری معرفی شد کشف محقق ایرانی برای درمان سرطان فوتبال خیابانی که از بین رفت فوتبال هم مرد/ انتظار از نسل پلی‌استیشنی! نهایت قدرت گریم چهره را دیده اید؟+عکس عجیب ترین راه کسب درآمد +عکس حمله به یک بانوی محجبه در آمریکا ترسناک ترین خانه دنیا +عکس شیطنت آقای بازیگر کنار علی دایی/عکس عکس/ تفاوت علی کریمی و فرهاد مجیدی در یک نگاه! خرافاتی ها می گویند بارسا الکلاسیکو را می بازد! خرید تراکتور در انزلی/ مدافع پرسپولیس ملوانی شد؟! محل نزول جبرئیل درمسجدالحرام/عكس آنچه از جنگ باقی می ماند /تصاویر فیلترینگ هوشمند شبکه‌های اجتماعی کلید خورد/ سایتها به صورت کامل مسدود نمی‌شوند بیانیه سپاه به مناسبت ارتحال آیت‌ الله مهدوی کنی جشن تولد احمدی‌نژاد باز هم به تعویق افتاد آئودی TT مسابقه ای سردارسلیمانی غرق در بوسه +عکس هلاکت ˝مغز متفکر˝ داعش در بعقوبه برکناری ژنرال‌های شکست‌خوردۀ جنگ غزه مقایسه تحقیرآمیز مجیدی با کریمی توسط هواداران پرسپولیس تیم فوتبال ۵نفره ایران قهرمان و طلایی شد عربستان: ایران نباید حتی برای مقاصد صلح‌آمیز تأسیسات هسته‌ای داشته باشد قیمت گاز هم زمستـانی شد سامسونگ سراغ گالکسی S5 پلاس رفت پشت پرده جنگ روانی سعودی‌ها علیه حزب الله لبنان آغاز حمله گسترده داعش به کوبانی حسین ماهینی به ملوان انزلی پیوست هر هفته 5 انگلیسی به تروریستهای داعش می پیوندند رزمندگانی که برای شناسایی تا کربلا رفتند+تصاویر فرار سرکردگان داعش به سمت سوریه فرهاد مجیدی بلد نیست روی صندلی بنشیند!
برنامه های شبکه استانی خوزستان را چگونه ارزیابی می کنید؟